|
میقات عشق
چیست به آهنگ مزامیر عشق // کرده مرا یکسره درگیر عشق
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : مسافر راه عشق (غریب) آیت الله بهجت ره:
آیت الله بهجت می فرمود :
ما آمده ایم زندگی کنیم تا قیمت پیدا کنیم ، نه اینکه با هر قیمتی زندگی کنیم ؛ زندگی ما حکایت یخ فروشی است که از او پرسیدند : فروختی ؟ گفت : نه . ولی تمام شد !!! گاهی گردش پرگار تقدیر در دست تو نیست
باید بنیشینی و نظاره کنی ... اما "مرکــــــــــــــــز" را ... که درست انتخاب کرده باشی ... "دلت قرص باشد"... دیگر هر چه می خواهد بچرخد ... هر چه می خواهد بچرخد ... *ارْجِعِی إِلَى رَبِّكِ راضیه مرضیه* **************************************************
دل نوشت1: شهادت شهد شیرینی است که عاشق از دست معشوق خویش می گیرد تا در حریم وصل خود نثار جان کند دل نوشت2: و ما برای عروج به آسمان آفریده شدیم . خدایا زمین گیر شدنم را مپسند... ![]() نوع مطلب : برچسب ها : دوشنبه 25 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : مسافر راه عشق (غریب) واقعیت این است كه وقتی زن تمام زیباییهای خود را در معرض تماشای عموم قرار داد، امام على علیه السلام فرمود: زَكاةُ الجَمالِ العِفافُ. زكات جمال و زیبایى، عفاف و پاكدامنى است. غررالحكم ج4 ص105 هر نعمتى، اگر درست و در مسیر خواسته صاحب نعمت و دهنده نعمت به كار گرفته نشود، به مایه دردسر تبدیل مىشود. ناسپاسى، نعمت را به نقمت مبدل مىسازد و بهرهگیرى بد از نعمتها، مشكلساز است. زیبایى و جمال، نعمتى خداداد است.عفاف و پاكدامنى و پرهیز از گناه هم، شكرانه و زكات این نعمت به شمار مىرود. چه بسیار آنان كه اسیر چاه زیبایى خویشاند.و چه بسیار، گرفتاران كمند جمال و بند زیبارویى.اگر كسى به خاطر زیبایى رخسار و دلفریبى چهره و اندام، به گناه افتد یا دیگران را به گناه اندازد، حق این نعمت را ادا نكرده است. عفاف، خویشتندارى در برابر هوسها، جاذبهها، دلفریبىها و وسوسههاى نفس اماره است.جمال، هرگز مجوز ارتكاب گناه و افتادن به دام و دامن آلودگى و افكندن دیگران به ورطه فساد نیست. حضرت یوسف علیه السلام زیبا بود، اما عفاف ورزید و به آن مقام رسید.ابن سیرین نیز از جمال برخوردار بود، اما به خواسته نامشروع و وسوسه گناه آلود آن زن شیفته، پاسخ نه گفت و به آن كرامت نایل شد.و خیلى زیبارویان دیگر در تاریخ، كه هم جمال داشتند، هم عفاف! هرگز مباد كه نعمت، براى ما نقمت گردد!...
خواهرم: محجوب باش و باتقوا، که شمایید که دشمن را با چادر سیاهتان و تقوایتان میکشید.«حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را میبینی و دشمن تو را نمیبیند.» (سردار شهید رحیم آنجفی)
یادمان باشـــــــــــــــــــــــد ، شهـــــــــــــدا زنده اند جوابشونو چی میخوایم بدیم...اصلا جوابی داریم؟ نوع مطلب : برچسب ها : جمعه 22 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : مسافر راه عشق (غریب) ولادت با سعادت
سرور بانوان بهشت ؛
فخر كائنات ،
در بی همتای آفرینش ؛ انسیه حورا،
ریحانه دلها ،
فاطمه زهرای مرضیه (س) ، روز مادر
و هفته بزرگداشت مقام زن ؛ بر تمامی مادارن فداكار و زنان سر افراز مسلمان
مبارك باد
خواستم از تو بنویسم، اما قلم توان نوشتن نداشت؛ زیرا که از تو نوشتن عشق میخواهد و دلی چو چشمه زلال، هرچه تفکر خویش را به کار انداختم، از تو هیچ در ذهن خویش نساختم، تا آن که کار دل به میان آمد. چشمه عشق درونم جوشید و دریای وجودم متلاطم شد. آنگاه امواج به تو پیوستنم اوج گرفت. با خود گفتم مگر میشود از تو ننوشت، ای یگانه بی همتای بهشت؟ هرچند که بزرگی تو در ابعاد کوچک کلام نمیگنجد، امّا قطرهای از تو نوشتن، دریای متلاطم عاشقان تو را آرام خواهد کرد و ساحل وجودشان را دیگر جزر و مدّ بی قراری فرا نخواهد گرفت. از تو نوشتن، آبی آرامش است، ای آسمان همیشه آبی عشق. آنگاه نوشتم « فاطمه »، زیباترین نام عالم، دختر نبی خاتم ، همسر حیدر ، بهترین مادر، یاسی از باغ همیشه سبز نبوّت، که بوی عطرِ معرفتش تا قیامت، در کوچههای حقیقت پیچیده خواهد بود. ای بزرگ بانوی عالم! تو از همان کوچکی به ضریح چشمان پدر دخیل بسته و امید خانه مادر بودی. در اجاق گرم محبّت تو همیشه شعله عشق زبانه میکشید. وقتی مادر، چمدان سفر همیشگی خویش را بست، دل پدر از سفر یار شکست؛ امّا تو دل بلورین پدر را بند زدی و خود را به دریای وجودش پیوند دادی.
|
|